تبلیغات
≈ - ≈ 38 ≈
ﺩﺧـﺘـﺮآ ﻗـﺒـﻞ ﺍﺯ ﺭﯾـﻤـﻞ . _ . ﺑـﻌـﺪ ﺍﺯ ﺭﯾـﻤـﻞ *_*

≈ 38 ≈

جمعه 11 بهمن 1392 09:11 ب.ظ

یــﮧ בیــפפنــﮧ : هــآنــآ
مــوضــوع: ≈ حــرفــــآمــــ ≈ ،


حوصله ی هیچی رو ندارم

دیشب عروسی بودیم محشر بود !

ولی نرقصیدم و آرزوش به دلم موند :/

البته بعد از ابروریزی که کردم زهرمارم شد :×

بین اون همه جمعیت با کله افتادم رو زمین (خنده نداره)

پریروز هم بعد از این همه لحظه شماری فیلم دوران احساسات رو داد و دیدم !

ضبطش کردم و دوباره 3 بار دیدم !

مادرم از دستم روانی شده !!!

هنوز مشغول دیدن lost هستم .

آتـش حـآلـش خـیـلی بده براش ناراحتم :(

منم مثل کیمیا اعصاب نتو ندارم نظراتو به زور تایید کردم :|

مرسی از همه اونایی که اومدن و نظر دادن .

امروز یه برف حسابی اومد ولی باز قطع شد :/

روزام هم خوبه هم بده . دارم دیــونه میشم ...

دلم براش تنگ شده .

میخوامش با اینکه نیست .

میخوامش با اینکه نمیاد .

لحظات خیلی بدی رو میگذرونم ...


+ وقتایی که سعی میکنم جلوی دیگران اشک نریزم از داخل همه ی وجودم میشکنه ...

+ تا حالا جلوی یه پسر اشک نریختم . متنفرم از اینکه اشکامو ببینن ...

ولی یه جایی دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم ، اونم منو دیـد ...

نمی تونستم کاری بکنم ...

اصــــلا گــوه مـیـخـوره مـنـو دوسـت دآره .

یـآ حـداقـل مـن ایـنـجـوری فـکـر مـیـکـنـم ...




ڪــآمــنــت : -
ویــرآیــش: ♥♥♥